X
تبلیغات
رایتل













مرهم این دل زارم همه یک خنده ز تو

... مرا نیم نگاهی و بس ...





 

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»

تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی

در من اثر سخت ترین زلزله ها را

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

یک بار دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش

بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...


شاعر: محمد علی بهمنی


نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390ساعت 08:42 ق.ظ توسط حسین نظرات (4)