X
تبلیغات
رایتل













مرهم این دل زارم همه یک خنده ز تو

... مرا نیم نگاهی و بس ...

امروز میخوام با تو درد دل کنم

با تو عزیزترین


هنوز روز اول آشنایی رو یادمه ... چه زیبا بود ... انگار همین دیروز بود چندین سال میگذره ولی هنوز باورم نمیشه ... مثل نسیم اومدی و تو قلبم خونه کردی... نفسهام رو ازخودت کردی ... طپش قلبم رو مال خودت کردی ... و دلتنگیهام رو برای خودت کردی... عزیزترین من شدی

تو این سالها مرور زمان نتونسته ذره ای از عشقت رو کم کنه  بلکه روز به روز بیشتر میشده

تنها امید و آرزوم اومدنت بوده ... در کنج دلم و در تنهایی عشقم برات اشک ریختم و شعر گفتم

هیچکس نبود هیچکس که از عشقم براش بگم ... تنها تو رو داشتم که میدونستی چقدر دوست دارم

همه چیزم همه کسم تو بودی

کی جز تو میتونست بفهمه من چقدر تو رو دوس دارم ...

تو و چشمان تو رو در شعرام پرستیدم ... ممنون که اومدی عزیزترین

حالا میتونم راحت باهات حرف بزنم درد دل کنم

دوستی گفته چرا این حرفها رو میزنی اینجا ... حق دارن اخه نمیدون چقدر سخته تو دلت نگه داری این حرفهارو نمیدونن دوری تو چقدر سخته برام نمیدونن با حسین چیکار کردی تو

عزیزترین من

زیباترین من

عاشقترین من

بهترین من

مهربانترین من

ممنون که اومدی تنها بودم خیلی تنهااا

دیگه تنهام نزار قول بده پیشم میمونی




نوشته شده در جمعه 4 فروردین‌ماه سال 1391ساعت 08:23 ب.ظ توسط حسین نظرات (2)