X
تبلیغات
رایتل













مرهم این دل زارم همه یک خنده ز تو

... مرا نیم نگاهی و بس ...

گاه یک سنجاقک

به تو دل می بندد


وتو هر روز سحر


می نشینی لب حوض


تا بیاید از راه


از خم پیچک نیلوفرها


روی موهای سرت بنشیند


یا که از قطره آب کف دستت


بخورد





کجایی سنجاقک من

کجایی عزیزترین





نوشته شده در سه‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:02 ق.ظ توسط حسین نظرات (1)