X
تبلیغات
رایتل













مرهم این دل زارم همه یک خنده ز تو

... مرا نیم نگاهی و بس ...





دیشب با تو بودم

دیشب را با تو تا سحر به سر کردم

چه زیبا شبی بود

کاش صبح نمیشد

کاش سحر نمیشد

یاد اون شعر افتادم که میگه

یارب تو کلید صبح بر چاه انداز

کاش تموم نمیشد

یک شب با تو بودن از هزار هزار روز بهتر است

شب یلدای ما بود

من این شب را هرگز فراموش نمیکنم

دیشب از آن من و تو بود

و ما دیشب از آن هم بودیم

دیشب

دیشب

عشق من و تو جاودانه شد

دیشب با عزیزترینم بودم

با عزیزترین

ای عزیزترین

باتو میمانم تا بینهایت چشمانت

با من بمان

 


نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 11:05 ق.ظ توسط حسین نظرات (2)