X
تبلیغات
رایتل













مرهم این دل زارم همه یک خنده ز تو

... مرا نیم نگاهی و بس ...

واله شدم ، عشق تو داغم زده

شمع تو تش بر پروبالم زده

 

سوخته ام ، سوخته از عشق تو

بوت شرر بردل و جانم زده

 

ای به فدای خم ابروی تو

سارق چشم تو به راهم زده

 

زان شرری کزپی عشق تو شد

برهمه جا داد و فغانم زده

 

زان رخ تو دین و دل از کف برفت

شهره به هر جا و زمانم زده

 

هوش زسر رفت چو تو را دیدمت

داغ جبین  وه چه نشانم زده

 

سعی صفا می کنم و مروه ات

آب حیاتت ،   به سرابم زده

 

وان همه تدبیر زپی وصل توست

کان همه را نقش برآبم زده

 

خواب و خیال از سر من برده ای

هان که  چه اشفته  به خوابم زده

 

نغمه عشق تو بود  ذکر من

زخمه به تار و که به سازم زده

 

یاراگرحوراگر آدم بود

هرچه که هست نار به جانم زده


تقدیم به عزیزترین



نوشته شده در شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390ساعت 10:02 ق.ظ توسط حسین نظرات (1)